دکرانلغتنامه دهخدادکران . [ دُ ] (اِ) دوک که بر آن ریسمان می تابند و به عربی آنرا مبرم خوانند. (از آنندراج ). و در سایر مآخذ دیده نشد.
دکرانواژهنامه آزاددَ - کَ = مرغي است زيبا و خوشالحان که به واسطه آواز خوشش پرندگان ديگر را جذب خود کرده (يا در خواب ميکند) و سپس شکار ميکند. ادعا شده که اين بيت حافظ اشاره به
دارانلغتنامه دهخداداران . (اِخ ) دهی جزء دهستان علمدارگرگر بخش جلفا شهرستان مرند، چهل و سه هزارگزی شمال مرند. چهارده هزارگزی راه مالرو بخط آهن جلفا - تبریز. جلگه معتدل . سکنه 778
دارانلغتنامه دهخداداران . (اِخ ) قصبه ٔ مرکزی شهرستان فریدن و بطور مستقیم در صد و بیست هزارگزی شمال باختری اصفهان واقع شده . خلاصه مشخصات و مشخصات جغرافیایی آن بشرح زیر است : طول
دبوا د کرانسهلغتنامه دهخدادبوا دکرانسه . [ دُ بو آ دُ س ِ ] (اِخ ) ادموند لوئی آلکسی . ژنرال و مرد سیاسی فرانسه . متولد به سال 1747 و متوفی به سال 1814.