دکانلغتنامه دهخدادکان . [ دُک ْ کا / دُ ](از ع ، اِ) دوکان . (منتهی الارب ) (دهار). مرادف حانوت . (از آنندراج ). حانوت ، و آن معرب از فارسی است . (از اقرب الموارد). واحد دکاکین
دکانلغتنامه دهخدادکان . [ دُک ْ کا ] (اِخ ) دهی است به همدان . (منتهی الارب ). قریه ای است در نزدیکی همدان . (از معجم البلدان ). نام قریه ای بزرگ میان کرمانشاه و همدان و آن را ب
دُکانگویش کرمانشاهکلهری: dokân گورانی: dokân سنجابی: dekân کولیایی: dekân زنگنهای: dekân جلالوندی: dekân زولهای: dekân کاکاوندی: dekân هوزمانوندی: dekân