دژگیرلغتنامه دهخدادژگیر. [ دَ ] (اِ مرکب ) آلتی است آهنی که بدان خمیر چسبیده ٔ تغار را دور کنند. (از آنندراج ).
دژگیرلغتنامه دهخدادژگیر. [ دُ ] (ص مرکب ) ترش و حامض وتند و تیز. (آنندراج ). ترش و حامض . (ناظم الاطباء).
درگیریهایى كه به باز پسگیرى (آزاد سازى) شهر انجامیددیکشنری فارسی به عربیالإشتباكات الّتى انتهت باستعادة المدينة