دُسُرٍفرهنگ واژگان قرآنجمع دسار است ، که به معناي ميخهايي است که با آن تختههاي کشتي را به يکديگر ميکوبند .
دسرلغتنامه دهخدادسر. [ دَ ] (ع مص ) نیزه زدن و شکافتن . (از منتهی الارب ). طعن . (از اقرب الموارد). || راندن . (از منتهی الارب ). دفع. (از اقرب الموارد). دسع. از احادیث است که
دسرلغتنامه دهخدادسر. [ دِ س ِ ] (فرانسوی ، اِ) آنچه که در پایان غذا خورند ازمیوه و شیرینی و غیره . عُقبة. (از اقرب الموارد).