دامبول و دمبوللغتنامه دهخدادامبول و دمبول . [ ل ُ دُ ] (اِ صوت مرکب ، از اتباع ) دامبول و دیمبول . حکایت آواز و ضرب و دورویه و تنبک و نقاره و مانند آن در عروسی ها و خانه ها و غیره : دامبو
دامبول و دمبوللغتنامه دهخدادامبول و دمبول . [ ل ُ دُ ] (اِ صوت مرکب ، از اتباع ) دامبول و دیمبول . حکایت آواز و ضرب و دورویه و تنبک و نقاره و مانند آن در عروسی ها و خانه ها و غیره : دامبو
دمبل و دیمبولغتنامه دهخدادمبل و دیمبو. [ دَ ب ِ ل ُ ب ُ ] (اِ صوت ) در اصطلاح عامیانه ، حکایت صوت دایره و دنبک . از اتباع است به معنی تنبک زدن و برجستن . (از لغت محی شوشتر) : دمبل و دیم
دیمبوللغتنامه دهخدادیمبول . [ ب ُ ] (اِ صوت ) دیمبل و دیمبو [ دامبول و... ] : اسم صوت است و برای بیان بزن و بکوب و ساز و آواز استعمال میشود. نیز آغاز تصنیفی قدیمی و عامیانه است :
دیمبل و دیمبولغتنامه دهخدادیمبل و دیمبو. [ ب ُ ل ُ ب ُ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) ظاهراً هر دو کلمه حکایت آواز صوت دنبک و طبل و نظایر آن باشد.دیمبول و دیمبو. بمعنی طبل و نقاره زدن با برجس