دویلغتنامه دهخدادوی . [ دَ ] (ع ص ، اِ) مرد بیمار. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). بیمار.ناخوش . (یادداشت مؤلف ). || مرد احمق و کودن . (از ناظم الاطباء). || م
دویلغتنامه دهخدادوی . [ دَ وَن ْ ] (ع مص ) بیمار گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).بیمار شدن . (المصادر زوزنی ). || کینه ور شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظ
دویلغتنامه دهخدادوی . [ دَ وا ](ع اِ) بیماری . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || (ص ) بیمار و مذکر و مؤنث در آن یکی است : رجل دوی و امراءة دوی . (منتهی الارب ) (آنن
دویلغتنامه دهخدادوی . [ دَ وی ی ] (ع اِ) وزش باد و بانگ آن . (از منتهی الارب ). آواز باران و رعد از دور. (یادداشت مؤلف ). آواز باد. (غیاث ) (آنندراج ). || صوت که از آن چیزی فه
دویلغتنامه دهخدادوی . [ دُ ] (حامص ) دو بودن . دوتا بودن . اثنینیت . دوگانگی . مقابل یگانگی و یکتایی . (یادداشت مؤلف ) : نباید از تو بخیلی چو از رسول دروغ دروغ بر تو نگنجد چو