دوگوشیلغتنامه دهخدادوگوشی . [ دُ ] (ص نسبی ، اِ مرکب ) که دارای دو گوش باشد. دو گوشه . || عمامه ای که دوطرف آن پایین افتاده باشد. (ناظم الاطباء). || کلاهی را گویند که دو گوش داشته
دوگوشیheadphonesواژههای مصوب فرهنگستانیک جفت گوشی که با اتصال آن به دستگاه صوتی یا تصویری، صدا بهطور مستقیم و بدون پخش شدن در فضا دریافت شود
برافزایی دوگوشیbinaural summationواژههای مصوب فرهنگستاناثر افزایشی (commulative effect) شنوایی دوگوشی در مقایسه با شنوایی یکگوشی
برهمکنش دوگوشیbinaural interactionواژههای مصوب فرهنگستانتعامل هر دو گوش در پردازش شنوایی در نتیجۀ ارتباطات عصبی بین آنها
جداسازی دوگوشیbinaural separationواژههای مصوب فرهنگستانتوانایی شنونده در جداسازی پیامهایی که بهطور همزمان به دو گوش میرسد
برافزایی دوگوشیbinaural summationواژههای مصوب فرهنگستاناثر افزایشی (commulative effect) شنوایی دوگوشی در مقایسه با شنوایی یکگوشی
یکپارچهسازی دوگوشیbinaural integration, binaural resynthesisواژههای مصوب فرهنگستانپردازش همزمان و یکپارچهسازی اطلاعات متفاوت فرستادهشده به دو گوش متـ . همآمیزی دوگوشی binaural fusion
یکپارچهسازی دوگوشیbinaural integration, binaural resynthesisواژههای مصوب فرهنگستانپردازش همزمان و یکپارچهسازی اطلاعات دریافتشده از دو گوش نیز: همجوشی دوگوشی binaural fusion