دونهلغتنامه دهخدادونه . [ ن َ ] (اِخ ) دهی است به همدان و گاهی در نسبت به وی قاف زیاد کنند؛ از آن ده است عمرد ونقی بن مرداس . (منتهی الارب ).
دونهلغتنامه دهخدادونه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) سبدی که از برگ سازند. || مرغ در دام افتاده . || دونه یا دونه ٔ ترکی ، قسمی از انیسون . (از ناظم الاطباء).
تبادل کلید احرازاصالتشدهauthenticated key exchangeواژههای مصوب فرهنگستاننوعی طرح رمزنگاشتی دونهادی که در آن طرفهای ارتباط، در ضمن احراز اصالت یکدیگر، یک کلید مخفی را محاسبه میکنند و به اشتراک میگذارند متـ . تبادل کلید اصالتسنج