دومنلغتنامه دهخدادومن . [ م َ ] (ترکی ، اِ) دومان . طوفان . (یادداشت مؤلف ). رجوع به دومان و طوفان شود.
دومنشورbiprismواژههای مصوب فرهنگستانمنشوری با زاویۀ رأس نزدیک به 180 درجه که دو تصویر تشکیل میدهد و میتواند نوارهای تداخلی ایجاد کند
سولفات دومنیزیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنمکی تلخ مزه که از آب دریا و بعضی آبهای معدنی به دست میآید و در طب به عنوان مسهل به کار میرود؛ سولفات منیزیم؛ نمکفرنگی.
سامانۀ خودکار چراغ جلوheadlight on/off delay systemواژههای مصوب فرهنگستانسامانۀ خودکار دومنظوره که میتواند روشن یا خاموش شدن چراغ جلو را به تناسب میزان روشنایی واپایش کند و پس از خاموش شدن خودرو چراغ جلو را حدود سه دقیقه روشن نگه می