دولیلغتنامه دهخدادولی . (حامص ) (از: دول + یای مصدری ) حیله بازی و بی شرمی و بدسرشتی . حیزی . هیزی . مخنثی . بغایی . (یادداشت مؤلف ). دغابازی . (شرفنامه ٔ منیری ). مکر و فریب .
دولیسگانلغتنامه دهخدادولیسگان . (اِخ ) دهی است ازدهستان ایتیوند شهرستان خرم آباد مرکز دهستان . واقع در 18هزارگزی شمال نورآباد دارای 600 تن سکنه است . آب آن از قنات است . (از فرهنگ ج
دولیسگانلغتنامه دهخدادولیسگان . (اِخ ) دهی است از دهستان بخش زاغه ٔ شهرستان خرم آباد. واقع در22هزارگزی شمال زاغه دارای 250 تن سکنه است . صنایع دستی زنان آنجا فرش و جاجیم و طناب بافی
علی دولیلغتنامه دهخداعلی دولی . [ ع َ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کبودگنبد، بخش کلات شهرستان دره گز. واقع در 35 هزارگزی جنوب کبودگنبد. ناحیه ای است کوهستانی و دارای آب و هوای معتد
دولیسگانلغتنامه دهخدادولیسگان . (اِخ ) دهی است ازدهستان ایتیوند شهرستان خرم آباد مرکز دهستان . واقع در 18هزارگزی شمال نورآباد دارای 600 تن سکنه است . آب آن از قنات است . (از فرهنگ ج
دولیسگانلغتنامه دهخدادولیسگان . (اِخ ) دهی است از دهستان بخش زاغه ٔ شهرستان خرم آباد. واقع در22هزارگزی شمال زاغه دارای 250 تن سکنه است . صنایع دستی زنان آنجا فرش و جاجیم و طناب بافی
علی دولیلغتنامه دهخداعلی دولی . [ ع َ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کبودگنبد، بخش کلات شهرستان دره گز. واقع در 35 هزارگزی جنوب کبودگنبد. ناحیه ای است کوهستانی و دارای آب و هوای معتد