دولانهلغتنامه دهخدادولانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) میوه ٔ سرخ رنگ و میخوش شبیه به سیب کوچک که هم در باغ بهم میرسد و هم در جنگل و دارای یک هسته و طعمش مانند آلوی رسیده میخوش است . و عی
دوگانهدیکشنری فارسی به انگلیسیbi-, bilateral, binary, double, conjugate, di- , double-barreled, double-edged, dual, twofold, twin
دولانالغتنامه دهخدادولانا. (اِ) نامی است که در بجنورد به دولانه (تمشک ) دهند. (یادداشت مؤلف ). رجوع به تمشک و دولانه شود.
نمتکلغتنامه دهخدانمتک . [ ن َ م ُ ] (اِ) گهر باشد [ ؟ ] و گویند نمتک زعرور باشد به تازی . قریعالدهر : گروهی اند که ندانند باز سیم ز سرب همه دروغ زن و خربطند و خیره سرندنمتک و بُ