دولامالغتنامه دهخدادولاما. (اِخ ) دهی است از دهستان باراندوز چای بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه . واقع در 28هزارگزی جنوب خاوری ارومیه . آب آن از چشمه و قنات است . سکنه ٔ آن 317 تن . را
دکلاماسیونلغتنامه دهخدادکلاماسیون . [ دِ یُن ْ ] (فرانسوی ، اِ) روش اجرا کردن «دکلامه » در هنر. بکار بردن جملات پرطمطراق و باشکوه . (از لاروس ). از بر خواندن قطعه ای با آواز بلند و با
دولانالغتنامه دهخدادولانا. (اِ) نامی است که در بجنورد به دولانه (تمشک ) دهند. (یادداشت مؤلف ). رجوع به تمشک و دولانه شود.
دولانابلغتنامه دهخدادولاناب . (اِخ ) دهی است از دهستان زنجانرود بخش مرکزی شهرستان زنجان در42هزارگزی شمال باختری زنجان و 3هزارگزی راه مالروی عمومی با 442 تن سکنه . آب آن از چشمه و ز
لامارتینلغتنامه دهخدالامارتین . (اِخ ) آلفونس لوئی دو. فرزند شوالیه پیر دولامارتین و آلکسیس دوریس . مولد 21 اکتبر سال 1790 م . در شهر ماکون . وی تاسال 1801 در میلی ملک خانوادگی خود
دکلاماسیونلغتنامه دهخدادکلاماسیون . [ دِ یُن ْ ] (فرانسوی ، اِ) روش اجرا کردن «دکلامه » در هنر. بکار بردن جملات پرطمطراق و باشکوه . (از لاروس ). از بر خواندن قطعه ای با آواز بلند و با
دولانالغتنامه دهخدادولانا. (اِ) نامی است که در بجنورد به دولانه (تمشک ) دهند. (یادداشت مؤلف ). رجوع به تمشک و دولانه شود.