دولابچهلغتنامه دهخدادولابچه . [ چ َ / چ ِ ] (اِ مصغر) دولاب کوچک و گنجینه و مخزن کوچک . (ناظم الاطباء). دولاب خرد. گنجه ٔ کوچک . اشکاف کوچک . اشکاف خرد. محفظه ٔ صغیره . (یادداشت مو
دولابهلغتنامه دهخدادولابه . [ ب َ / ب ِ ] (اِ مرکب ) دولاب و چرخ آب کشی . (از آنندراج ) (از برهان ) (ناظم الاطباء) : چو گردد ز دولابه ٔ نال سیررسن بسته درگردن آید به زیر. نظامی .|
دولابیةلغتنامه دهخدادولابیة. [ دَ / دو بی ی َ ] (ع اِ) دیابیطس است . (از منتهی الارب ). دولاب . دیابیطس . مرض قند. بیماری قند. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به دولاب شود.
کابینتواژهنامه آزاددولابچه. از "دول" (بخوانید چون دوغ) و "آب" و پسوند "چه" رویهم به چَمِ "گنجۀ کوچک".
قفصهلغتنامه دهخداقفصه . [ ق َف َ ص َ / ص ِ ] (اِ) دولابچه . اشکاف . قفسه : تا بر کنگره و قفصه نرسند خود را به یکدیگر ننمایند.(ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 142). و رجوع به قفسه شود.