دورگشتbackhauling, backhaul 2واژههای مصوب فرهنگستانبرقراری ارتباط میان دو نقطۀ نزدیکبههم، با انتقال شدآمد به نقطهای واسط و دوردست و سپس انتقال آن به مقصد
خانه ٔ درگشتهلغتنامه دهخداخانه ٔ درگشته . [ ن َ /ن ِ ی ِ دَ گ َ ت َ / ت ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از خانه ٔ خراب و ویران است . (آنندراج ) : از خرابی جمله درگشتست مانند قفس خانه ٔ
دورگۀ دِنا ـ رِناDNA-RNA hybridواژههای مصوب فرهنگستاندورشتهای ناهمجنسی شامل یک رشتۀ دِنا و یک رشته رِنای مکمل یا نیمهمکمل که با پیوند هیدروژنی به یکدیگر متصل شدهاند
خانه ٔ درگشتهلغتنامه دهخداخانه ٔ درگشته . [ ن َ /ن ِ ی ِ دَ گ َ ت َ / ت ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از خانه ٔ خراب و ویران است . (آنندراج ) : از خرابی جمله درگشتست مانند قفس خانه ٔ
الکتروکوچ گیرش تمایلیaffinity capture electrophoresisواژههای مصوب فرهنگستانروشی برای تفکیک قطعات دورشتهای دنا
دورگهسازی دِنا ـ دِناDNA-DNA hybridizationواژههای مصوب فرهنگستانتشکیل مولکول دورشتهای از دو رشتۀ مستقل دِنای مکمل متـ . دورگهشدگی دِنا ـ دِنا