26 فرهنگ

445 مدخل


دوردست

durdast

۱. جای دور: ◻︎ ز بانگ سگان کآمد از دوردست / رمیدند گرگان و روباه‌ رست (نظامی۵: ۹۶۶).
۲. (صفت) چیزی که نزدیک نباشد؛ آنچه در دسترس نباشد.

back, be-, deep, distant, far, outer, remote