25 فرهنگ

13363 مدخل


دور

dur

۱. چیزی که در دسترس ما نیست یا فاصلۀ بسیار (زمانی یا مکانی) دارد.
۲. راهی که پیمودن آن وقت زیادی می‌برد.
⟨ دور داشتن: (مصدر متعدی) [قدیمی]
۱. دور نگه‌داشتن؛ دور کردن.
۲. برحذر ساختن.

گرد

۱. بعید، پرت، متباعد
۲. مستبعد
۳. جدا، منفک
۴. مهجور
۵. منفصل
۶. بری
۷. دیر ≠ قریب، نزدیک

ab-, aloof, away, circle, circuit, circum-, circumference, deal, deep, dis-, distant, distantly, far, far-off, faraway, fringe, heat, lap, tele-, perimeter, rd, remote, revolution, round, streak, for-