دودوکلغتنامه دهخدادودوک . [ دُ دُ ] (ترکی ، اِ) قسمی نای ترکی . (یادداشت مؤلف ). رجوع به دودک و توتک شود.
دودوَکnystagmusواژههای مصوب فرهنگستانحرکات غیرارادی و ضربآهنگی و سریع چشمها که ممکن است افقی یا عمودی یا چرخشی یا ترکیبی از آنها باشد
دؤدولغتنامه دهخدادؤدؤ. [ دُءْ دُءْ ] (ع اِ) آخر ماه . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). لغتی است در دأداء. (منتهی الارب ). رجوع به دأداء شود. || شب بیست و ششم و ب
چهارلغتنامه دهخداچهار. [ چ َ / چ ِ ] (عدد، ص ، اِ) همان چار، عدد معروف است . (آنندراج ). اربع. اربعه . (منتهی الارب ) . عدد اصلی میان سه و پنج ،دو برابر دو. شمار میان سه و پنج ،
ربودنلغتنامه دهخداربودن . [ رُ دَ ] (مص ) به تردستی و چابکی و حیله از کسی چیزی را گرفتن . (ناظم الاطباء). به زور و سرعت چیزی را از شخصی بردن . (آنندراج ) (کشف اللغات ) (سروری ).
اعتداللغتنامه دهخدااعتدال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) میانه حال شدن در کمیت . (ناظم الاطباء). میانه حال شدن در کمیت و کیفیت . (منتهی الارب ). میانه حال شدن در گرمی و سردی و خشکی و تری یا
خولغتنامه دهخداخو. [ خ َ / خُو ] (اِ) چوب بنائی باشد که بنایان و کتابه نویسان و نقاشان در درون و بیرون عمارت ترتیب دهند و بر بالای آن رفته کار کنند. (برهان قاطع) (از ناظم الاط
نایلغتنامه دهخدانای . (اِ) نیی باشد که مطربان نوازند و به عربی مزمار خوانند. (برهان قاطع). چوبی میان تهی که آن را می نوازند. (آنندراج ). نی که آن را نوازند. (غیاث اللغات ). نی