دوجوزلغتنامه دهخدادوجوز. [ دُ ج ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهسارات بخش مینودشت شهرستان گرگان . در 14 هزارگزی جنوب خاوری مینودشت . دارای 180 سکنه . آب آن از چشمه سار است . (از
دوروزهلغتنامه دهخدادوروزه . [ دُ زَ / زِ ] (ص نسبی ) منسوب به دوروز. در طول دوروز. برای دوروز. رجوع به ترکیب دوروز ذیل کلمه ٔ دو شود.- در این دوروزه ؛ در این نزدیکی . در یکی دو ر
دوروزیلغتنامه دهخدادوروزی . [ دُ ] (ص نسبی ) دوروزه . منسوب به دوروز. || کنایه است از صحت و تندرستی . (آنندراج ) (از لغت شوشتر) (جهانگیری ) (برهان ) : همی خواهم از داور کردگاردورو
دوقوزخاتونلغتنامه دهخدادوقوزخاتون . [ ] (اِخ ) نام زن هلاکوخان مغول پسرزاده ٔ آوانگ خان آخرین پادشاه قوم کرائیت . وی ابتدا زن تولوی پدر هلاکو بود که پس از مرگ او به پسرش هلاکو رسید و