دوتارلغتنامه دهخدادوتار. [ دُ ] (ص مرکب ، اِ مرکب )که دارای دوتار باشد. که دو رشته و تار داشته باشد. || نام سازی مثل سه تار. (ناظم الاطباء).
دوتارهلغتنامه دهخدادوتاره . [ دُ رَ / رِ ] (ص نسبی ، اِ مرکب ) دوتار. دوتا. سازی است ایرانی . (یادداشت مؤلف ). || دوتاره ٔ کربرکه ای ؛ قماشی که از هند می آورده اند. (یادداشت مؤل
دوتارهلغتنامه دهخدادوتاره . [ دُ رَ / رِ ] (ص نسبی ، اِ مرکب ) دوتار. دوتا. سازی است ایرانی . (یادداشت مؤلف ). || دوتاره ٔ کربرکه ای ؛ قماشی که از هند می آورده اند. (یادداشت مؤل
چگورفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی دوتار که بیشتر در میان صحرانشینان و روستاییان متداول است؛ نوعی ساز سیمی ساده: ◻︎ طنینش چنان مینماید ز دور / که از پهنهٴ دشت بانگ چگور (بهار: ۹۴۴).