دوبللغتنامه دهخدادوبل . [ ب َ ] (ص ) بی وفا و بی حقیقت را گویند. (برهان ) (از آنندراج ) (ازفرهنگ جهانگیری ). خائن . (ناظم الاطباء) : تن دوبل و بیوفاست ای خواجه چندین مطلب مراد ا
دوبللغتنامه دهخدادوبل . [ دَب َ ] (ع اِ) خر ختایی . (یادداشت مؤلف ). خربچه یا خر ختایی خرداندام . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خردخر. (مهذب الاسماء). || بچه خوک .
دوبلفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. دوبرابر؛ مضاعف.۲. (اسم) بخش دولایۀ لباس که در هنگام دوختن، روی خودش تازده و دوخته شده باشد.۳. (ورزش) ویژگی بازی تنیس، پینگپونگ، یا بدمینتون که در آنها هر ت