دوبارهکاریreworkواژههای مصوب فرهنگستاناصلاح کار نقصدار که ممکن است پیش از بازرسی و آزمایش یا در هنگامِ آن یا پس از آن انجام گیرد
دوبرابریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد ابری، تکرار دوباره، تجدید، دوتا کردن، دوبارگی، دوباره کاری، ازسرگیری، تازگی، نوسازی دوتایی بودن مربع، توان دو نفر دوم، معاون، جانشین، وزیر، دست راست
اعاده کردنلغتنامه دهخدااعاده کردن . [ اِ دَ / دِ ک َ دَ ] (مص مرکب )دوباره به جای خود برگشتن . || سخن را دوباره گفتن . (ناظم الاطباء). بازگفتن . || بازسرگرفتن . از سر گرفتن دوباره کرد
تعقیبلغتنامه دهخداتعقیب . [ ت َ ] (ع مص ) زرد شدن میوه ٔ عرفج . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || از پی درداشتن . (تاج المصادر بیهقی ) (از زوزنی ). ا
تکریرفرهنگ انتشارات معین(تَ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - کاری را دوباره انجام دادن . 2 - سخنی را دوباره گفتن . 3 - آوردن دو یا چند کلمه به یک معنی .