2086 مدخل
twice
iki defa
مرتين
double-check
twice-told
اعد انتاج
ازنو، مجدد، مجدد، مجدداً، مکرراً
iteration
دوبار
دوبار سریع، باقدم تند رفتن، قدم تند
دوبار صدای ضعیف.
دوبار تقطیر شده ،متعصب