دوایرلغتنامه دهخدادوایر. [ دَ ی ِ ] (ع اِ) ج ِ دایره . دایره ها. (ناظم الاطباء). رجوع به دوایر و دایره شود.
دوایر عروضیلغتنامه دهخدادوایر عروضی . [ دَ ی ِ رِ ع َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) دوایر عروضی . علم عروض از علم موسیقی استخراج و تدوین شده و همانطور که در موسیقی قدیم الحان و نغمات را به
لابه دوایرلغتنامه دهخدالابه دوایر. [ ب ِ ی ِ ] (اِخ ) شارل دو. نام ژنرال فرانسوی . مولدپاریس به سال 1786 و مقتول در گرنبل به سال 1815. هنگام استقبال از ناپلئون در مراجعت از جزیره ٔ ال
دایرفرهنگ مترادف و متضاد۱. آباد، آبادانی، برپا، معمور ۲. رایج، متداول، معمول ۳. چرخنده، گردنده ≠ بایر
دایرهفرهنگ مترادف و متضاد۱. حلقه، گرد، مدور ۲. انجمن ۳. محدوده ۴. اداره، بنیاد، سازمان ۵. دف ۶. چنبر، چنبره
دوایر عروضیلغتنامه دهخدادوایر عروضی . [ دَ ی ِ رِ ع َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) دوایر عروضی . علم عروض از علم موسیقی استخراج و تدوین شده و همانطور که در موسیقی قدیم الحان و نغمات را به
لابه دوایرلغتنامه دهخدالابه دوایر. [ ب ِ ی ِ ] (اِخ ) شارل دو. نام ژنرال فرانسوی . مولدپاریس به سال 1786 و مقتول در گرنبل به سال 1815. هنگام استقبال از ناپلئون در مراجعت از جزیره ٔ ال
مدارفرهنگ مترادف و متضاد۱. دوایر فرضی موازی باخط استوا ۲. مسیر ۳. دور، گرد، پیرامون ۴. حیطه، پهنه ۵. مسیر فرضی حرکت انتقالیسیارات ۶. مسیر جریان (برق والکترومغناطیسی) ۷. مرکز ۸. حلقه ۹.