دواءلغتنامه دهخدادواء. [ دَ ] (ع اِ) دارو. (منتهی الارب ). ج ، ادویه .(مهذب الاسماء). دوا. (یادداشت مؤلف ). آنچه بدان معالجه کنند. (از اقرب الموارد). دارو و چیزی که به آن درمان
دواءالحیةلغتنامه دهخدادواءالحیة. [ دَ ئُل ْ ح َی ْ ی َ ] (ع اِ مرکب ) (اصطلاح داروسازی ) جنطیا. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به جنطیانا شود.
دواءالخطاطیفلغتنامه دهخدادواءالخطاطیف . [ دَ ئُل ْ خ َ ] (ع اِ مرکب ) (اصطلاح داروسازی ) شیوینثا. (یادداشت مؤلف ). خالدونیون است . (از ذخیره ٔ خوارزمشاهی ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع ب
دواءالخطافیلغتنامه دهخدادواءالخطافی . [ دَ ئُل ْ خ َ ] (ع اِ مرکب ) (اصطلاح داروسازی ) دواءالخطاف . خالیدونیون است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). خلیدونیون . مامیران . (یادداشت مؤلف ). رجوع
دواءالشعثلغتنامه دهخدادواءالشعث . [ دَ ئُش ْ ش َ ](ع اِ مرکب ) (اصطلاح داروسازی ) به لغت مصر اسم سلیمانی است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به سلیمانی شود.