دوءلغتنامه دهخدادوء. [ دَ ] (ع مص ) بیمار گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). داء. (ناظم الاطباء). دردمند شدن . (دهار). رجوع به داء شود.
دوعلغتنامه دهخدادوع . (ع اِ) ماهی سرخ و خرد به قدر انگشت .ج ، دُوَع . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
دوعلغتنامه دهخدادوع . [ دَ ] (ع مص ) جهان و دوان و شتابان رفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
داءلغتنامه دهخداداء. (ع مص ) بیمار گردیدن . (منتهی الارب ). دَوَء. (منتهی الارب ). دردمند شدن . (دهار).
discordsدیکشنری انگلیسی به فارسیاختلافات، اختلاف، نفاق، نزاع، عدم توافق، دعوا، دوءیت، عدم هم اهنگی، نا سازگاری، ناجور بودن، ناسازگار بودن
discordدیکشنری انگلیسی به فارسیاختلاف نظر، اختلاف، نفاق، نزاع، عدم توافق، دعوا، دوءیت، عدم هم اهنگی، نا سازگاری، ناجور بودن، ناسازگار بودن