دهمیلغتنامه دهخدادهمی . [ دَ هَُ ] (ص نسبی ، اِ) چیزی که در مرتبه ٔ دهم باشد. (ناظم الاطباء). دهمین و رجوع به دهم شود.
دهمیرهلغتنامه دهخدادهمیره . [ دِه ْ رِ ] (اِخ ) دهی است از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاهان . واقع در 13هزارگزی شمال خاوری کوزران کنار رودخانه ٔ زردآب . سکنه ٔ آن 120 تن . آب آن از چ
دهمینلغتنامه دهخدادهمین . [ دَ هَُ ] (ص نسبی ، اِ) چیزی که در مرتبه ٔ ده واقع شده باشد. (ناظم الاطباء). دهمی . و رجوع به دهم و ده شود.
دهمینلغتنامه دهخدادهمین . [ دَ هَُ ] (ص نسبی ، اِ) چیزی که در مرتبه ٔ ده واقع شده باشد. (ناظم الاطباء). دهمی . و رجوع به دهم و ده شود.
دهمیرهلغتنامه دهخدادهمیره . [ دِه ْ رِ ] (اِخ ) دهی است از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاهان . واقع در 13هزارگزی شمال خاوری کوزران کنار رودخانه ٔ زردآب . سکنه ٔ آن 120 تن . آب آن از چ
دیواژهنامه آزاددهمین ماه از سال. مادر به مادر گویند . فقط برای آنکس که فرزند زاییده باشد گفته می شود. به هر زن یا از زبان هر کس گفته یا شنیده نمی شود. دی که از سوی فرزندان خود