دهمینلغتنامه دهخدادهمین . [ دَ هَُ ] (ص نسبی ، اِ) چیزی که در مرتبه ٔ ده واقع شده باشد. (ناظم الاطباء). دهمی . و رجوع به دهم و ده شود.
دهمنلغتنامه دهخدادهمن . [ دَ م َ ] (ع اِ) لقب پادشاهان فارس . ج ، دهامنه . (ناظم الاطباء). لقب پادشاهان فارس همچو قیل برای پادشاهان یمن . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ج 9 ص 307
دهمنلغتنامه دهخدادهمن . [ دَ م َ ] (ع اِ) لقب پادشاهان فارس . ج ، دهامنه . (ناظم الاطباء). لقب پادشاهان فارس همچو قیل برای پادشاهان یمن . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ج 9 ص 307
دیواژهنامه آزاددهمین ماه از سال. مادر به مادر گویند . فقط برای آنکس که فرزند زاییده باشد گفته می شود. به هر زن یا از زبان هر کس گفته یا شنیده نمی شود. دی که از سوی فرزندان خود