دهلرانلغتنامه دهخدادهلران . [ دِه ْ ل ُ ] (اِخ ) مرکز بخش دهلران از شهرستان ایلام . واقعدر200هزارگزی جنوب خاوری ایلام . آب مشروب : از چشمه ورودخانه ٔ آب شور. (از فرهنگ جغرافیایی ا
دهلرانلغتنامه دهخدادهلران . [ دِه ْ ل ُ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای دهگانه ٔ شهرستان ایلام و محدود است از طرف شمال به بخش آبدانان و کوه آبدانان و کوه دینار و کوه اناران . از طرف جن
دهرانلغتنامه دهخدادهران . [ دَ ] (اِخ ) دگرگون شده ٔ کلمه ٔ ظهران ، شهر و بندری در مشرق عربستان سعودی در ساحل خلیج فارس با بیست هزار جمعیت و اهمیت استخراج و صدور نفت .
دهلانلغتنامه دهخدادهلان . [ دِه ْ ] (اِخ ) دهی است از بخش سراسکند شهرستان تبریز. واقع در 8هزارگزی سراسکند. آب آن از چشمه و رود تأمین می شود.سکنه ٔ آن 482 تن . (از فرهنگ جغرافیای
چلالیلغتنامه دهخداچلالی . [ چ َ ] (اِخ ) دهی از بخش دهلران شهرستان ایلام که در 33 هزارگزی شمال باختری دهلران و 31 هزارگزی شمال راه شوسه ٔ دهلران به نصریان واقع است . کوهستانی و م
چم کنارلغتنامه دهخداچم کنار. [ چ َ ک ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان بخش دهلران شهرستان ایلام که در 30 هزارگزی شمال باختری دهلران و 3 هزارگزی شمال راه شوسه ٔ دهلران به نصریان واقع است . ک
خوشینیلغتنامه دهخداخوشینی . [ خ ُ ] (اِخ ) دهی است از بخش دهلران شهرستان ایلام . واقع در شمال باختری دهلران و شمال خاوری راه شوسه ٔ دهلران به نصریان . کوهستانی با آب و هوای گرمسیر
کاورلغتنامه دهخداکاور. [ وَ ] (اِخ ) دهی است از بخش دهلران شهرستان ایلام .دارای یکصد تن سکنه ، آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله و لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).
نصریانلغتنامه دهخدانصریان . [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از بخش دهلران شهرستان ایلام ، در 52 هزارگزی مغرب دهلران در ناحیه ٔ کوهستانی گرمسیری واقع است و 110 تن سکنه دارد. آبش از چشمه ، م