دهدشتلغتنامه دهخدادهدشت . [ دِ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بویراحمد سردسیر بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان . واقع در41هزارگزی شمال خاوری بهبهان دارای 105 تن سکنه است . آب آن از چاه
دهدشتلغتنامه دهخدادهدشت . [ دِ دَ ] (اِخ ) نام یکی از نواحی سه گانه ٔ کهکیلویه . به طور کلی می توان در کهکیلویه سه ناحیه ٔ متمایز از هم معین نمود: 1 - ناحیه ٔ اطراف بهبهان . 2 -
دهدشتیواژهنامه آزادیکی از محلات بندر بوشهر که محل سکونت مهاجرینی بود که از نواحی دهدشت به بندر بوشهر آمده و به تجارت مشغول بودند. عده ای از تجار اهالی «دوان» در حوالی شهرستان کازر
دهدشتلغتنامه دهخدادهدشت . [ دِ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بویراحمد سردسیر بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان . واقع در41هزارگزی شمال خاوری بهبهان دارای 105 تن سکنه است . آب آن از چاه
دهدشتلغتنامه دهخدادهدشت . [ دِ دَ ] (اِخ ) نام یکی از نواحی سه گانه ٔ کهکیلویه . به طور کلی می توان در کهکیلویه سه ناحیه ٔ متمایز از هم معین نمود: 1 - ناحیه ٔ اطراف بهبهان . 2 -
دهدشتیواژهنامه آزادیکی از محلات بندر بوشهر که محل سکونت مهاجرینی بود که از نواحی دهدشت به بندر بوشهر آمده و به تجارت مشغول بودند. عده ای از تجار اهالی «دوان» در حوالی شهرستان کازر
هندباجفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= کاسنی: ◻︎ تو یکی هندباج ندهیشان / چون دهدشان خدای حور و قصور؟ (ناصرخسرو: ۷۷).
راکهلغتنامه دهخداراکه . [ ک ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش دهدزشهرستان اهواز در 10هزارگزی خاوری اهواز. جمعیت این ده 27 تن میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6).