دندانهلغتنامه دهخدادندانه . [ دَ دا ن َ / ن ِ ] (اِ) (از: دندان + َه تخصیص نوع از جنس ) هر یک از برآمدگی و برجستگی های دندان مانند چیزی مضرس چون اره و شانه و کلید. تضریس . برجستگی
دندانهلغتنامه دهخدادندانه . [ دَ دا ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گیلان بخش گیلان شهرستان شاه آباد با 150 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ گیلان . راه آن اتومبیل رو است . ساکنان از ط
دندانهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل نه، رنده، اره، زبانه، فاق، شکاف، بریدگی، سوفار، کنگره چیزدندانهدار: اره، شانه، بُرس، قشو، برجوبارو چوبخط