دلیمزانلغتنامه دهخدادلیمزان . [ دُ ل َ م ِ ] (ع ص ) نوجوان فربه با حماقت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
دلیمزانلغتنامه دهخدادلیمزان . [ دُ ل َ م ِ ] (ع ص ) نوجوان فربه با حماقت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
سعدلغتنامه دهخداسعد. [ س َ ] (اِخ ) ابن عبادةبن دلیم بن حارثه خارجی . معروف به ابوثابت صحابی و از مردم مدینه و رئیس قبیله خزرج بود و از امراء و بزرگان جاهلیت و اسلام است . وی ب
اشوقیلغتنامه دهخدااشوقی . [ اُ ] (اِخ ) ابوبکر احمدبن محمدبن مرحب اشوقی . از فقیهان و مفتیان بود و از ابوعبداﷲبن دُلَیم و احمدبن سعد سماع کرد و بسال 370 هَ . ق . درگذشت . (از معج