دلیلغتنامه دهخدادلی . [ دِ ] (ص نسبی ) منسوب و متعلق به دل . قلبی . (ناظم الاطباء). و رجوع به دل شود.
دلیلغتنامه دهخدادلی . [ دِ لی ی / دُلی ی ] (ع اِ) ج ِ دَلو. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به دلو شود.
دلیلغتنامه دهخدادلی . [ دَ لا / دَ لَن ْ ] (ع مص ) سرگشته گردیدن . (از منتهی الارب ). متحیر شدن . (اقرب الموارد). || دوا کردن کسی را. (از منتهی الارب ).
دلی بالالغتنامه دهخدادلی بالا. [ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرغا بخش ایذه شهرستان اهواز. واقع در 60 هزارگزی جنوب باختری ایذه ، با 115 تن سکنه . آب آن از چشمه و راه آن مالرو است .
دلی پائینلغتنامه دهخدادلی پائین . [ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرغا بخش ایذه شهرستان اهواز. واقع در 58 هزارگزی جنوب باختری ایذه ، با 120 تن سکنه . آب آن از چشمه و راه آن مالرو است
دلی محمدلغتنامه دهخدادلی محمد. [ دَ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش قروه شهرستان سنندج . واقعدر 20هزارگزی جنوب خاوری گل تپه و 10هزارگزی خاور راه شوسه ٔ همدا
دلی بالالغتنامه دهخدادلی بالا. [ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرغا بخش ایذه شهرستان اهواز. واقع در 60 هزارگزی جنوب باختری ایذه ، با 115 تن سکنه . آب آن از چشمه و راه آن مالرو است .