دلاوانلغتنامه دهخدادلاوان . [ دَ ] (اِخ ) دهی از دهستان پیران بخش حومه شهرستان مهاباد.سکنه آن 101 تن . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و توتون و حبوبات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایر
دلاوانلغتنامه دهخدادلاوان . [ دَ ] (اِخ ) دهی از دهستان پیران بخش حومه شهرستان مهاباد.سکنه آن 101 تن . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و توتون و حبوبات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایر
ارگیشتیلغتنامه دهخداارگیشتی . [ ] (اِخ ) نام چند تن از پادشاهان وان . در زمان ارگیشتی دووان مورد حمله ٔ کیمریان قرار گرفت و آن پادشاه با زحمات بسیار ازمملکت خود دفاع کرد. (ایران با
دبوانلغتنامه دهخدادبوان . [ ] (اِخ ) صاحب مجمل التواریخ والقصص گوید نام زنی است از نژاد پیغامبران در دوران آشفتگی قوم بنی اسرائیل . (مجمل التواریخ و القصص ص 141). اما در مآخذ تار
وشنوهلغتنامه دهخداوشنوه . [ ] (اِخ ) دهی جزو دهستان قهستان بخش کهک شهرستان قم در 45 هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ قم به اصفهان . کوهستانی و سردسیری است . سکنه ٔ آن 1400 تن . آب آن از ق