دلعلغتنامه دهخدادلع. [ دَ ] (ع مص ) بیرون کردن زبان را از دهن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). زبان از دهن بیرون کردن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). || بیرون آم
دلعواژهنامه آزادبه معنای بیرون کردن زبان از دهان، و همچنین کلمه ای است در دعای صباح امام علی (ع):اللهم یا من دلع لسان الصباح بنطق تبلجه.
سمساردیکشنری عربی به فارسیدلا ل , سمسار , واسطه معاملا ت بازرگاني , واسطه , نفر وسط صف , ادم ميانه رو , معتدل