دفیلهلغتنامه دهخدادفیله . [ دِ ل ِ ] (فرانسوی ، اِ) عمل به رده رفتن و گذشتن گروهی از برابر کسی یا جمعی . عمل گذشتن سربازان ، ورزشکاران و پیشاهنگان از مقابل شاه ، هیئت دولت ، اولی
دفیلهلغتنامه دهخدادفیله . [ دِ ل ِ ] (فرانسوی ، اِ) عمل به رده رفتن و گذشتن گروهی از برابر کسی یا جمعی . عمل گذشتن سربازان ، ورزشکاران و پیشاهنگان از مقابل شاه ، هیئت دولت ، اولی
عرضلغتنامه دهخداعرض . [ ع َ ] (ع مص ) پیدا و آشکارا گردیدن . (از منتهی الارب ). ظاهر شدن و آشکار گردیدن ، در حالی که دوام نیابد. (از اقرب الموارد). || پیدا و ظاهر ساختن . (از م
لکلغتنامه دهخدالک . [ ل ُ ] (اِ) لُکّه . نوعی از رفتن اشتر. قسمی از رفتن اسب و جز آن : لک رفتن ، لکه رفتن . رجوع به لک رفتن و لکه رفتن در ردیف خود شود. || مخفف لوک که نوعی از
دفیفلغتنامه دهخدادفیف . [ دَ ] (ع مص ) قریب زمین پریدن طائر یا بر زمین نشسته جنبانیدن هر دو بال را. (از منتهی الارب ). حرکت دادن پرنده دو بال خود را، چون کبوتر. و در حدیث است که
نقثلغتنامه دهخدانقث . [ ن َ ] (ع مص ) شتابی کردن .(از منتهی الارب ) (آنندراج ). شتابی کردن در رفتار و کار. (از ناظم الاطباء). در راه رفتن یا در کار شتاب کردن . (از اقرب الموارد