دفتریارلغتنامه دهخدادفتریار. [ دَ ت َرْ ] (اِ مرکب ) کسی است که سمت معاونت «دفترخانه » را داراست و برحسب پیشنهاد «سردفتر» و تصویب وزارت عدلیه انتخاب میشود. (فرهنگ حقوقی ). و رجوع ب
دفتریارفرهنگ انتشارات معین( ~.) (اِمر) یکی از کارمندان دفتر - خانه (دفتر اسناد رسمی ) که سمت معاونت دفترخانه را دارد.
محضردارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ر، سردفتر، سردفتراسناد رسمی، رییس دفترخانه اسناد رسمی، دفتریار دفتر ازدواج و طلاق
دفترخانهلغتنامه دهخدادفترخانه . [ دَ ت َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) خانه و محل نگهداری دفاتر و کتابچه های مربوط به درآمد و اموال و خراج و مالیات . اداره ٔ عمومی که در آنجا دفترها و دفتر
دفتردارلغتنامه دهخدادفتردار. [ دَ ت َ ] (نف مرکب ) دارنده ٔ دفتر. صاحب دفتر. دفتردارنده . || حافظ و نگهبان دفتر. || آنکه شغلش ثبت نامه ها در دفتر است . (فرهنگ فارسی معین ). || خزان
دفترداریلغتنامه دهخدادفترداری . [ دَ ت َ ] (حامص مرکب ) عمل و شغل دفتردار. (فرهنگ فارسی معین ). || عمل نگاه داشتن و نوشتن دفترهای حساب بموجب دستورهای حسابداری . (لغات فرهنگستان ). ف
دفترداریفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهعمل و شغل دفتردار؛ عمل نگاه داشتن و نوشتن دفترهای حساب مطابق قواعد حسابداری.