دغلکاردیکشنری فارسی به انگلیسیcheat, double-dealer, fake, fraudulent, impostor, mposter, quack, roguish, slippery
دغل کارلغتنامه دهخدادغل کار. [ دَغ َ ] (ص مرکب ) حیله باز و مکار. دغلباز : زآنکه این مشتی دغل کار سیه دل ، تا نه دیر همچو بید پوده می ریزند درتحت التراب .عطار.
دغل کارفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. مکار؛ حیلهگر.۲. کسی که چیزی را برای گمراه ساختن خریدار تغییر صورت بدهد.
دغلکاریدیکشنری فارسی به انگلیسیbad faith, deceitfulness, dishonesty, false pretenses, fraud, imposture, sham, trickery, trickiness
حیلهگرفرهنگ مترادف و متضادحیلتباز، حیلتساز، حیلهباز، دغلکار، دوالباز، روباهصفت، فریبکار، گربز، ماکر، محتال، محیل، مردرند، مکار، نیرنگباز
دغلفرهنگ مترادف و متضاد۱. بدعمل، جلب، حقهباز، حیلهگر، خائن، دغا، دغلکار، دوالباز، شید، قلاش، محیل، مزور، مکار، ناراست ۲. قلب، ناسره ≠ درستکار