۱. فرا خواندن کسی به مهمانی یا برای کاری.
۲. [قدیمی] دعا.
۳. [قدیمی] خواهش و طلب.
〈 دعوت کردن: (مصدر متعدی)
۱. کسی را به مهمانی خواندن.
۲. کسی را به جایی فراخواندن.
فراخوانی، فراخون
۱. احضار، فراخوانی
۲. خواندن، طلبیدن
۳. وعده ≠ طرد
bid, convocation, invitation, treat