یقطینلغتنامه دهخدایقطین . [ ی َ ] (اِخ ) از وجوه دعات اهل بیت بوده و مروان قصد گرفتن او کرد و او بگریخت و چون دولت هاشمیه مستقر گشت یقطین ظاهر شد و همواره در خدمت ابوالعباس و ابو
حسن آبادیلغتنامه دهخداحسن آبادی . [ ح َ س َ ] (اِخ ) نام یکی از دعات اسماعیلیه .معاصر ابن الندیم ، به بغداد و پس از نفی و تبعید شیرمدی دیلمی به آذربایجان رفته است . (از ابن الندیم ).
ابوحاتم رازیلغتنامه دهخداابوحاتم رازی . [ اَ ت ِ م ِ ] (اِخ )یکی از دعات اسمعیلیه . او راست : کتاب الزینه در چهارصد ورقه . کتاب الجامع در فقه و جز آن . (ابن الندیم ).
کیابزرگ امیدلغتنامه دهخداکیابزرگ امید. [ ب ُ زُ اُ ] (اِخ ) دومین از دعات و فرمانروایان اسماعیلیه . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کیابزرگ امید رودباری ، پس از حسن صباح به حکم وصیت وی
ابن حمدانلغتنامه دهخداابن حمدان . [ اِ ن ُ ح َ] (اِخ ) از دعات اسمعیلیه . ابن الندیم او را بموصل دیده . او پس از بنوحماد کار دعوت سبعیه داشته . و او را کتابهای بسیار است ازجمله : کتا