5188 مدخل
دشم . [ دِ ش َ ] (اِ) درفش کفشگران . (آنندراج ).
دشم . [ دِ ش ُ ] (اِ) وقت سپاس یعنی بعد از ظهر. || نماز شام . (آنندراج ).
غدههاى زیر پوست یا روى گوشتگوسفند.
دشنام، ناسزا.
دشنام
در گویش گنابادی یعنی دشنام ، توهین ، فحش ، حرف بد ، بی احترامی
در گویش گنابادی یعنی حبه قند ، حبه
نالا
نالوفون
نالورفین
نالچیک
نالوکسون
دشمنی، خصومت، عداوت، کینه، نفرت، ضدیت، دوءیت، ستیزگی
دشمنی.
دشمن
دشمنان شما
دشمنان