دست خطفرهنگ انتشارات معین( ~. خَ) [ فا - ع . ] (اِمر.) نامه یا نوشته ای که کسی با دست خط نوشته باشد. دست نوشت نیز گویند.
دست خطفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. نامهای که کسی با دست خود نوشته باشد؛ دستنوشت.۲. چگونگی و کیفیت نوشتن.
دستخطلغتنامه دهخدادستخط. [ دَ خ َطط / خ َ ] (اِ مرکب ) دست نوشت . دسته . (یادداشت مرحوم دهخدا). چیزی که به دست نوشته باشند. (آنندراج ). آنچه کسی با دست خودنویسد. (فرهنگ نظام ). ن
خط دستلغتنامه دهخداخط دست . [ خ َطْ طِ دَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) دستخط. (یادداشت بخط مؤلف ) : زآن تا بخط دست عزیز تو اهل فضل از ذل فقر بازرهند اندرین دیار.سوزنی .
handwritesدیکشنری انگلیسی به فارسیدست خط، با خط خود نوشتن، با دست نوشتن، دستخط کردن، نسخه خطی تهیه کردن
handwriteدیکشنری انگلیسی به فارسیدست خط، با خط خود نوشتن، با دست نوشتن، دستخط کردن، نسخه خطی تهیه کردن