پژوهش دست اولprimary research, primary market researchواژههای مصوب فرهنگستانآزمایشها یا بررسیها یا آزمونهایی که برای دست یافتن به دادههای دست اول انجام میگیرد
دستلغتنامه دهخدادست . [ دَ ] (معرب ، اِ) لغت فارسی داخل در زبان عرب است . رجوع به دست در معانی مختلف شود. معرب است . (منتهی الارب ). جامه . (منتهی الارب ). لباس . (اقرب الموارد
دستلغتنامه دهخدادست . [ دَ ] (معرب ، اِ) معرب دشت فارسی . دشت . (دهار)(منتهی الارب ). صحراء.. ابوعبید در غریب المصنف آورده است که عرب شین را به سین تعریب کند چنانکه در نیشابور
پژوهش دست اولprimary research, primary market researchواژههای مصوب فرهنگستانآزمایشها یا بررسیها یا آزمونهایی که برای دست یافتن به دادههای دست اول انجام میگیرد
بانکداری سرمایهگذاریinvestment bankingواژههای مصوب فرهنگستانواسطهگری مالی در خرید اوراق بهادار دست اول و عرضه به سرمایهگذاران در بازار سرمایه