دست گرائیلغتنامه دهخدادست گرائی . [ دَ گ َ ] (حامص مرکب ) عمل دستگرای . || گرایندگی دست . || حالت و چگونگی دست گرای . گرائیدگی دست . تجربت : هرکه .. خواهد که دیگران را اگرچه از وی قو
استعمارفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (سیاسی) دستدرازی و اعمال نفوذ و مداخلۀ دولت قوی در کشور و سرزمین دولت ضعیف به بهانۀ آبادی و عمران و به قصد استفاده از منابع ثروت آن.۲. [قدیمی] آباد کردن.