دستگاه برشcutter 2واژههای مصوب فرهنگستانماشین یا ابزار یا دستگاهی که برای بریدن یا برش دادن به کار میرود متـ . تیغه 2
دستگاهفرهنگ مترادف و متضاد۱. آلت، ابزار، اسباب، سامان ۲. بساط ۳. جهاز، سیستم ۴. مجموعه ۵. آپارات، ماشین ۶. ساز، نوا ۷. تجمل، جاه، جلال ۸. مایه ۹. ثروت، سرمایه ۱۰. واحد
قاشقک برشتهکاریtrowel, coffee roaster sample spoonواژههای مصوب فرهنگستانافزارهای که در بخش پیشین دستگاه برشتهکاری قرار دارد و برای نمونهگیری از دانههای قهوه در حین فرایند برشتهکاری به کار میرود
برشتهکن قهوه، برشتهکنcoffee roasterواژههای مصوب فرهنگستاندستگاهی ویژة برشته کردن قهوه متـ . دستگاه برشتهکنی coffee roasting machine
عیب برشتهکاریroast defectواژههای مصوب فرهنگستانعیبی که براثر ایراد در دستگاه یا در فرایند برشتهکاری، در دانههای قهوه ایجاد شده باشد و به طعمهای بد در نوشیدنی قهوه منجر شود