دسترسیلغتنامه دهخدادسترسی . [ دَ رَ / رِ ] (حامص مرکب ) قدرت و توانائی . (ناظم الاطباء). قوت . توان . امکان . (با داشتن و نداشتن صرف شود) : گر دست کرامتی ترا هست از دسترسی بود نه
خدمات دسترسیaccess serviceواژههای مصوب فرهنگستاندسترسی مخصوص یا سودهیشده به شبکۀ ارتباطات راه دور (IXC) برای آغاز کردن یا پایان دادن به ارتباط مخابراتی
دسترسی 2access roadواژههای مصوب فرهنگستانراهی ارتباطی که از مسیر اصلی منشعب شود و امکان دسترسی به خیابانهای اطراف را میسر سازد * این معادل مخفف "راه دسترسی" است.
accessibilityدیکشنری انگلیسی به فارسیدسترسی، دستیابی پذیری، امکان نزدیکی، قابلیت وصول، وسیله وصول، امادگی برای پذیرایی