دساتیریفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمربوط به دساتیر و کلمات آن: لغات جعلی دساتیری در نوشتههای عدهای وارد شده و باعث اشتباه آنان گردیده است.
دساتیرلغتنامه دهخدادساتیر. [ دَ ] (اِخ ) دساتیر آسمانی . نام کتابی است که ملافیروز نام از ایران به هند برده و ترویج کرده و این کتاب ظاهراً در زمان شاه عباس اول جعل شده است ، صد سا
دساتیرلغتنامه دهخدادساتیر. [ دَ ](ع ، اِ) ج ِ دُستور. (اقرب الموارد) (غیاث ). دساتر. (منتهی الارب ) : و در دفاتر قوانین و دساتیر دواوین مثبت و مقنن گشت . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان آوی
میان بودانلغتنامه دهخدامیان بودان . [ یام ْ ] (اِ مرکب ) (دساتیری ) به معنی کائنات جو است یعنی آنچه در میان زمین و آسمان متکون گردد مثل ابر و باد و باران . (آنندراج ) (انجمن آرا).
اردوشلغتنامه دهخدااردوش . [ اَ ] (اِخ ) از لغات برساخته ٔ دساتیری است و آنرا در فرهنگ دساتیر ((اسم جرم فلک قمر)) دانسته اند.
فرجندشایلغتنامه دهخدافرجندشای . [ ف َ ج َ ] (اِ مرکب ) از لغات دساتیری است . صاحب آنندراج آرد: به اصطلاح صوفیه ٔ ایزدیان پارسیان به معنی مرتبه ٔ فوق است که حق را در خلق پوشیدن و خال
کنورلغتنامه دهخداکنور. [ ک ُن ْ وَ ] (ص ) کننده که فاعل باشد و دساتیری است . (از انجمن آرا) (آنندراج ). کننده و عامل و فاعل . (ناظم الاطباء). از برساخته های فرقه ٔ آذرکیوان است