دسعلغتنامه دهخدادسع. [ دَ ] (ع مص ) راندن . (از منتهی الارب ). دفع. دسر. (از اقرب الموارد). || سپوختن . (تاج المصادر بیهقی ). || قی نمودن . (از منتهی الارب ). بیرون انداختن قی
دَسَّاهَافرهنگ واژگان قرآنآن را آلوده کرد (از دسّ به معني چيزي را پنهاني داخل در چيز ديگر کردن ، و مراد از اين کلمه در آيه مورد بحث به قرينه اينکه در مقابل تزکيه ذکر شده ، اين است که انس
دسافیلغتنامه دهخدادسافی . [ دُ ] (ع اِ) ج ِ دُسفان . (منتهی الارب )(ذیل اقرب الموارد، از تاج ). رجوع به دُسفان شود.