15021 مدخل
به همان سان، در همان سان
aynı zamanda
بهمان سان
رغم ذلک
در.
1. آویزان؛ 2. قندیل یخ آویزان از ناودان؛3. نوعى سنگ کمیاب و گرانبها.
درّه.
ساطور.
دوندگى، تلاش بسیار.
در عین حال
در عین حال، روزگار پیشین، سابقه، گذشته
در گویش گنابادی یعنی پوست کلفت و چغر و در عین حال کوچک جثه ، نوعی خربزه