خار در جیب افکندنلغتنامه دهخداخار در جیب افکندن . [ دَ ج َ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ایذاء کردن . (آنندراج ) (مجموعه ٔ مترادفات ص 53) : خار در جیب گلستان فکند گلخن ماخنده بر نغمه ٔ داود زند شیو
جیبِ درdoor pocketواژههای مصوب فرهنگستانمحفظهای بر روی در خودرو که از آن برای گذاشتن اشیای موردنیاز سرنشین استفاده میکنند
شاخ گذاشتنلغتنامه دهخداشاخ گذاشتن . [ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) در زبان تکلم آزار دادن . (فرهنگ نظام ). || در زبان محاوره باپرگویی مزاحم کسی شدن و مصدع گشتن . (فرهنگ نظام ).- شاخ گذاشتن در
بغللغتنامه دهخدابغل . [ ب َ غ َ] (اِ) زیر مفصل شانه و بازوی انسان و حیوان : در مرض طاعون گاهی در بغل مریض غده بیرون می آید. (فرهنگ نظام ). بتازی بغل را ابط گویند. (ذخیره ٔ خوار
کنارلغتنامه دهخداکنار. [ ک َ / ک ِ ] (اِ) نقیض میان . (برهان ). کناره ٔ چیزی وگوشه و طرف . (غیاث ). گوشه و طرف . (آنندراج ). ضد میان و آن را کران نیز گویند. (انجمن آرا) : برادر
ساختنلغتنامه دهخداساختن . [ ت َ ] (مص ) بناء. بناکردن . عمارت . عمارت کردن .برآوردن . پی افکندن . بن افکندن . بنیان : دور ماند از سرای خویش و تبارنسری ساخت بر سر کهسار. رودکی .سا
انداختنلغتنامه دهخداانداختن . [ اَ ت َ ] (مص ) افگندن . پرتاب کردن . پرت کردن . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). افکندن . (آنندراج ). اِهواء. (ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی ) (