دریجانلغتنامه دهخدادریجان . [ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان بم . واقع در 42هزارگزی جنوب باختری بم و 38 هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ بم به کرمان با 461 تن سکنه .
دریجانلغتنامه دهخدادریجان . [ دَ ] (معرب ، اِ) معرب دریگان است . (آنندراج ). ده درجه از هر برجی باشد وبرای هر دریجانی صاحبی از کواکب سبعه هست و میان ایران و روم و هند در ارباب آنه
دریگانلغتنامه دهخدادریگان . [ دَ ] (اِ) دریجان . ادرجان . به تلفظ کاف در هندوی نزدیک به گاف فارسی ، مرکب است از دو کلمه ٔ «دِری » که به تبدیل دال و تاء اصلش تری است به معنی سه ، و
دایجانلغتنامه دهخدادایجان . (اِخ ) برهان آباد. نام موضعی است از حومه ٔ شیراز و آن ربع فرسخ میانه ٔ جنوب و مشرق شیراز است . (فارسنامه ٔ ناصری ص 191).